کرامت انسان
کرامت انسان و حقوق بشر
بىجهت در فکر حذف رقیب بر نیایید

وحدت" و" برادری" امروز کلید واژه تمام سخنرانی هاو نوشته های محافل خبری و سیاسی است ؛ هیچ سخنرانی و مقاله ای نیست که امروز در فضای سیاسی – اجتماعی جامعه ایران اسلامی به این کلمات اشاره نکند . ده ها طرح و ایده برای برقرای وحدت و تقویت آن در میان جناح های سیاسی و حزبی کشور روی میز شیوخ ریش سفید جامعه قرار گرفته و ده ها میانجی از این سو به آن سو می روند تا بلکه راهی و راهکاری بیندیشند تا جامعه بازهم با حفظ سلایق خود در اصول متحد و منسجم باشد .
21 یک سال پیش در چنین روزهایی حضرت امام خمینی (س)یکی از دشوارترین و پیچیدهترین معضلات فکری، سیاسی، اجتماعی نسل حاضر را گشود، ایشان در آن مقطع پیامی را صادر کردند که شاید امروز کامل ترین ایده برای آنچه معضل "اختلاف " و" تفرقه " نامیده می شود باشد.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با پاسخ روشنگرانه به سوال آقای محمد علی انصاری که در حقیقت سوال نهفته در عمق اندیشه بسیاری از افراد جامعه بود، ایده ای را به یادگار گذاشت که کلید حل معمای پیچیده امروز است.
رهبر کبیر ایران اسلامی در این پیام که به " منشور برادری " شهرت یافته است ،اختلاف سلیقه ها، نظرها و برداشت ها را طبیعی تلقی فرمودند و هر دو جناح مطرح در کشور را مورد تایید قرار دادند و ویژگی هایی برای گروه ها و احزاب و جریانات مقبول کشور برشمردند. ایشان به صراحت تاکید کردند که:
درآستانه سالروز صدور این پیام روشنگرانه انتشار متن کامل منشور برادری برای بهره گیری از آن در شرایط امروز جامعه احساس میشود.
نامه [به آقاى محمدعلى انصارى (منشور برادرى)].
مکان: تهران، جماران.
موضوع: منشور برادرى- مفتوح بودن باب اجتهاد در حکومت اسلامى.
مخاطب: انصارى، محمدعلى (از اعضاى دفتر امام خمینى).
بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
جناب حجت الاسلام، آقاى حاج شیخ محمدعلى انصارى- دامت افاضاته.
نامه شما را مطالعه کردم. مسئلهاى را طرح کردهاید که پاسخ به آن کمى طولانى مىگردد ، ولى از آنجا که من به شما علاقه مندم، شما را مردى متدین و دانا- البته کمى احساساتى- مىدانم و از محبت هاى بىدریغت نسبت به من همیشه ممنونم. به عنوان نصیحت به شما و امثال شما که تعدادشان هم کم نیست مسائلى را تذکر مىدهم:
لذا در حکومت اسلامى همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا مىکند که نظرات اجتهادى- فقهى در زمینههاى مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسى توان و حق جلوگیرى از آن را ندارد، ولى مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن نظام اسلامى بتواند به نفع مسلمانان برنامه ریزى کند که وحدت رویّه و عمل ضرورى است و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزهها کافى نمىباشد، بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزهها هم باشد ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و بهطور کلى در زمینه اجتماعى و سیاسى فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیرى باشد، این فرد در مسائل اجتماعى و حکومتى مجتهد نیست و نمىتواند زمام جامعه را به دست گیرد ..
اما شما باید توجه داشته باشید تا زمانى که اختلاف و موضعگیری ها در حریم مسائل مذکور است، تهدیدى متوجه انقلاب نیست. اختلاف اگر زیربنایى و اصولى شد، موجب سستى نظام مىشود و این مسئله روشن است که بین افراد و جناح هاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سیاسى است ولو این که شکل عقیدتى به آن داده شود، چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تأیید مىنمایم. آن ها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى کشور و مردم مىسوزد و هر کدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظرى دارند که به عقیده خود موجب رستگارى است. اکثریت قاطع هر دو جریان مىخواهند کشورشان مستقل باشد، هر دو مىخواهند سیطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم کم کنند. هر دو مىخواهند کارمندان شریف و کارگران و کشاورزان متدین و کسبه صادق بازار و خیابان، زندگى پاک و سالمى داشته باشند. هر دو مىخواهند دزدى و ارتشا در دستگاه هاى دولتى و خصوصى نباشد، هر دو مىخواهند ایران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نماید که بازارهاى جهان را از آنِ خود کند، هر دو مىخواهند اوضاع فرهنگى و علمى ایران به گونهاى باشد که دانشجویان و محققان از تمام جهان به سوى مراکز تربیتى و علمى و هنرى ایران هجوم آورند، هر دو مىخواهند اسلامْ قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چیست؟ اختلاف بر سر این است که هر دو عقیدهشان است که راه خود باعث رسیدن به این همه است. ولى هر دو باید کاملًا متوجه باشند که موضعگیری ها باید به گونهاى باشد که در عین حفظ اصول اسلام براى همیشه تاریخ، حافظ خشم و کینه انقلابى خود و مردم علیه سرمایه دارى غرب و در رأس آن امریکاى جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیزم بین الملل و در رأس آن شوروى متجاوز باشند.هر دو جریان باید با تمام وجود تلاش کنند که ذرهاى از سیاست «نه شرقى و نه غربى جمهورى اسلامى» عدول نشود که اگر ذرهاى از آن عدول شود، آن را با شمشیر عدالت اسلامى راست کنند. هر دو گروه باید توجه کنند که دشمنان بزرگ مشترک دارند که به هیچ یک از آن دو جریان رحم نمىکند. دو جریان با کمال دوستى مراقب امریکاى جهانخوار و شوروى خائن به امت اسلامى باشند. هر دو جریان باید مردم را هوشیار کنند که درست است که امریکاى حیلهگر دشمن شماره یک آن ها است ولى فرزندان عزیز آنان زیر بمب و موشک شوروى شهید گشتهاند. هر دو جریان از حیله گری هاى این دو دیو استعمارگر غافل نشوند و بدانند که امریکا و شوروى به خون اسلام و استقلالشان تشنهاند ..
خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم، حالْ خود دانند.البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد- که همه باید از شرّ آن به خدا پناه ببریم- که آن حب نفس است که این دیگر این جریان و آن جریان نمىشناسد.
رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر، وکیل، وزیر و قاضى و شورای عالى قضایى و شوراى نگهبان، سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات، نظامى و غیر نظامى، روحانى و غیر روحانى، دانشجو، غیر دانشجو، زن و مرد نمىشناسد و تنها یک راه براى مبارزه با آن وجود دارد و آن ریاضت است، بگذریم ..
اگر آقایان از این دیدگاه که همه مىخواهند نظام و اسلام را پشتیبانى کنند به مسائل بنگرند، بسیارى از معضلات و حیرت ها برطرف مىگردد، ولى این بدان معنا نیست که همه افراد تابع محض یک جریان باشند. با این دید گفتهام که انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مىشود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان مىشود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطى و جریانى است. اگر در این نظام کسى یا گروهى خداى ناکرده بىجهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آن که به رقیب یا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. در هر حال یکىاز کارهایى که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورت ها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطههایى که فقط کارشان القاى بدبینى نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید، لکن اگر دیدید کسى از اصول تخطى مىکند، در برابرش قاطعانه بایستید ..
البته مىدانید که دولت و مجلس و گردانندگان بالاى نظام هرگز اصول و داربست ها را نشکستهاند و از آن عدول نکردهاند. براى من روشن است که در نهاد هر دو جریان اعتقاد و عشق به خدا و خدمت به خلق نهفته است. با تبادل افکار و اندیشههاى سازنده مسیر رقابت ها را از آلودگى و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود. من باز سفارش مىکنم کشور ما در مرحله بازسازى و سازندگى به تفکر و به وحدت و برادرى نیاز دارد. خداوند به همه کسانى که دلشان براى احیاى اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و نابودى اسلام امریکایى مىتپد، توفیق عنایت فرماید و شما و همه را در کنف عنایت و حمایت خویش محافظت فرماید و ان شاء اللَّه از انصار اسلام و محرومین باشید .
روح اللَّه الموسوى الخمینى
امـام خمینی:
اگــر سپاه بگویــد جانـم فدای رهبر انحراف است ..!!!
سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردمند. ارتش
هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه باید
بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر
انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای
مردم است... ما همه برای مردمیم. سپاه باید از
حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد.اگر
بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان
شاه. پس مردم برای چه انقلاب کردند؟
(امام خمینی، صحیفه نور، جلد سوم، پاراگراف132)
صل بیست و پنجم ـ بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاشکردنمکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدممخابره و نرساندن آن ها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع استمگر به حکم قانون.
اصل بیست و هفتم ـ تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حملسلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اصل سی و دوم ـ هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم وترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت، موضوع اتهامباید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثرظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجعصالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهمگردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل سی و چهارم ـ دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کسمیتواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید، همهافراد ملت حق دارند اینگونه دادگاه ها را در دسترس داشته باشند و هیچکس را نمیتوان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه بهآن را دارد منع کرد.
اصل سی و پنجم ـ در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خودوکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند، باید برای آن ها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
اصل سی و هفتم ـ اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرمشناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
اصل سی و هشتم ـ هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاعممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیستو چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل چهل و هشتم ـ در بهرهبرداری از منابع طبیعی و استفاده ازدرآمدهای ملی در سطح استان ها و توزیع فعالیت های اقتصادی میاناستان ها و مناطق مختلف کشور، باید تبعیض در کار نباشد. به طوریکه هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکاناتلازم در دسترس داشته باشد.
اصل چهل و نهم ـ دولت موظف است ثروت های ناشی از ربا، غصب،رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوءاستفاده از موقوفات،سوءاستفاده از مقاطعهکاری ها و معاملات دولتی، فروش زمین هایموات و مباحات اصلی، دایرکردن اماکن فساد و سایر مواردغیرمشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلومنبودن او به بیتالمال بدهد. این حکم باید با رسیدگی و تحقیقو ثبوت شرعی به وسیله دولت اجرا شود.
اصل پنجاه و سوم ـ کلیه دریافت های دولت در حساب های خزانهداریکل متمرکز میشود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب بهموجب قانون انجام میگیرد.
اصل پنجاه و پنجم ـ دیوان محاسبات به کلیه حساب های وزارتخانهها،مؤسسات، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی ازانحاء از بودجه کل کشور استفاده میکنند، به ترتیبی که قانون مقررمیدارد رسیدگی یا حسابرسی مینماید که هیچ هزینهای ازاعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرفرسیده باشد. دیوان محاسبات، حساب ها و اسناد و مدارک مربوطه رابرابر قانون جمعآوری و گزارش تفریغ بودجه هر سال را به انضمامنظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم مینماید. این گزارشباید در دسترس عموم گذاشته شود.
اصل هفتاد و هفتم ـ عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها وموافقتنامههای بینالمللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامیبرسد.
اصل هشتاد و چهارم ـ هر نماینده در برابر تمام ملت مسوول است وحق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر نماید.
اصل هشتاد و ششم ـ نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایفنمایندگی و اظهارنظر و رای خود کاملا آزادند و نمیتوان آن ها را بهسبب نظراتی که در مجلس اظهار کردهاند، یا آرایی که در مقام ایفایوظایف نمایندگی خود دادهاند، تعقیب یا توقیف کرد.
اصل یکصد و نهم ـ شرایط و صفات رهبر:
1 ـ صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.
2 ـ عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
3 ـ بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت وقدرت کافی برای رهبری.
در صورت تعدد واجدین شرایط فوق ، شخصی که دارای بینش فقهیو سیاسی قویتر باشد مقدم است.
اصل یکصد و چهاردهم ـ رئیسجمهور برای مدت چهارسال با رایمستقیم مردم انتخاب میشود و انتخاب مجدد او به صورت متوالیتنها برای یک دوره بلامانع است.
اصل یکصد و هجدهم ـ مسوولیت نظارت بر انتخابات ریاستجمهوری طبق اصل نود و نهم برعهده شورای نگهبان است ، ولی قبلاز تشکیل نخستین شورای نگهبان برعهده انجمن نظارتی است کهقانون تعیین میکند.
امروز سالروز شهادت جانسوز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام امام ششم است. با عرض تسلیت ساعتی در عرصه اندیشه و تفکر ، مكتب رهايي بخش ايشان را به تامل بنشينيم.
سیره علی(ع) در برخورد با باغیان و مجرمان سیاسی
(بخشی از كتاب"گفتارهایی در حقوق اساسی كاربردی)
امیر مؤمنان (ع) با مخالفان خود كه با تمام جمود و تحجر و با تمام قدرت و لجاجت علیه حكومت او قیام كرده بودند، یعنی با باغیان و مجرمان سیاسی حكومتش آنچنان با بزرگواری و سعهصدر برخورد میكرد كه از حوصله بشر خارج است. بهطوری كه شهید مطهری در این مورد میگوید:
« امیرمؤمنان (ع) باخوارج در منتهی درجه آزادی و دموكراسی رفتار كرد… شاید این مقدار آزادی در دنیا بیسابقه باشد كه حكومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموكراسی رفتار كرده باشد» (1)
استاد مطهری سپس نحوه برخورد و رفتار شاهكارعلی (ع) با مخالفینش را توضیح میدهد.
(2) مخالفان علی (ع) بسیار عنود و لجوج و سرسخت بودند بلوا و آشوب به پا میكردند و بیش از حد آزارش میدادند ولی آن بزرگوار احدی از آن ها را ترور نكرد و یا دستور ترور و كشتن آن ها را صادر نكرد و حتی ترور كننده جنگ افروزترین دشمن خود را كه فرماندهی جنگ جمل را علیه او برعهده داشت، سرزنش نمود و وعده آتش جهنم به او داد (3) و احدی از مخالفین و منتقدان خود را دستگیر و زندانی نساخت. بلكه یك شلاق حتی یك سیلی هم به آن ها نزد.
مخالفین علی (ع) میآمدند، در برابر آن حاكم مقتدر، شجاع و نترس میایستادند. در پیش یاران و عاشقانش با جرأت تمام و بیشرمانه و بیباكانه فحش و ناسزایش میگفتند، توهین و تكفیرش میكردند . میگفتند یا علی تو كافر شدهای، باید توبه كنی . علی (ع) با استدلال و منطق پاسخشان میداد. توجیهشان میكرد، تا آرام بگیرند و هدایت شوند، ولی فایدهای نداشت، اما علی باز كار به كارشان نداشت، یاران و عاشقانش میخواستند آن ها را بزنند، بكشند، ولی آن بزرگوار جلوگیری میكرد (4) و نه تنها از ضرب ، مجازات و ترور ممانعت میكرد، بلكه حتی اجازه سب و ناسزاگویی هم به آنان نمیداد و میگفت:
من دوست ندارم یاران و دوستان من ناسزاگو باشند. دهن به بدگویی بگشایند. (5)
حقوقشان را از بیتالمال قطع نكرد، از مساجد و مجامع اسلامی طردشان نكرد، تا روزی كه شمشیر برداشتند و آشوب و بلوا به پا كردند و كشت و كشتار به راه انداختند . علی(ع) ازشروع جنگ خودداری نمود، (6) و از هر طریق ممكن اتمام حجت كرد تاجنگی اتفاق نیفتد (7)
آنگاه كه همه راهحلهای مسالمت آمیز را به روی خود بسته دید، بهناچار شمشیر بهدست گرفت تا غائله و آشوب را بخواباند. بعد از پیروزی و خواباندن آشوب هم همه را عفو كرد و رهایشان ساخت تا زندگی كنند(8) و اموالشان را به خودشان مسترد نمود و از حكم ارتداد آنها خودداری كرد و عملاً حكم اسلام را برایشان جاری ساخت. (9)
روش علی(ع) نه تنها در جرایم سیاسی بلكه در جرایم و گناهان عادی نیز همینطور بود. علی برای كسی با استدلال و توجیه، جرم و گناه ثابت نمیكرد. اثبات جرم در سنت و سیرت علی جایی نداشت. نه تنها اثبات جرم علیه كسی نمیكرد، حتی از ثبوت جرم هم تا حد امكان و هر مقدار كه راه داشت، جلوگیری می نمود.
امام علی نه تنها مجرمین و متهمین را به اعتراف و اقرار وادار نمیكرد، بلكه آنان را از اعتراف و اقرار به جرم برحذر میداشت و از شنیدن اقرار و اعترافات آنان خودداری میكرد تا جرم و گناه برایشان ثابت نشود و حكم خدا و مجازات برایشان متوجه نگردد و از اسلام شلاق نخورند، رنج و زندان نبینند. یعنی در واقع در ثبوت جرم و مجازت برای مردم، تسامح به خرج می داد و از اعتراف و ثبوت جرم و تحمل مجازات جلوگیری مینمود (10) ولی آنجا كه حد و تعریز ثابت میشد در اجرای آن كوچك ترین اغماض و تسامح را روا نمیداشت.
مجرم هركسی و در هر مقام و نسبتی بود، بدون تبعیض، بر اجرای حد و مجازات، پافشاری میكرد. تا حكم خدا را اجرا نكرده از پای نمینشست یعنی سخت گیری و حساسیت علی در مسأله جرم و جزا فقط در چهار مورد بود:
1.ظلم بر مردم 2.حقوق مردم ( حقوق خصوصی) 3. حیف و میل وخیانت در بیت المال 4.اجرای حدود بعد از ثبوت جرم و نه در اثبات جرم كه بخواهد جرم را در مورد كسی با تحلیل و استدلال و یا با اعتراف گرفتن به اثبات برساند، آنگاه او را مجازات كند.
نه اصلاً و هرگز!! این بود روش، سنت و سیرت علی(ع) كه در تاریخ زندگی او قطعی و كلمه به كلمه مستند است و اختلافی در میان تاریخنگاران و سیره نویسان وجود ندارد.
پی نوشت ها:
یک) شهید مطهری، كتاب جاذبه و دافعه علی : 143
دو) شهید مطهری: كتاب جاذبه و دافعه علی(ع): 144 و كتاب سیره ائمه اطهار(ع): 36.
سه) احادیث عایشه ام المومنین : پاورقی : 164
چهار) علی امیرمؤمنان (ع): « انما هوسّب بسبّب او عفو عن ذنب» شما حق ندارید او را بكشید و یا آزاری به او برسانید. او یك ناسزا به من داده . پاسخ آن فقط یك ناسزا و یا عفو از یك گناه است !! (نهجالبلاغه : حكمت 420)
پنج) نهج البلاغه: خطبه 206= « انیّ اكره لكم ان تكونوا سبّا بین...» من خوش ندارم كه یاران و شیعیان من بددهن و فحاش باشند، گرچه نسبت به دشمن !!
شش) تاریخ طبری: 4/53.
هفت) احادیث عایشه ام المؤمنین، نوشته علامه عسگری: 159، تحت عنوان «الاعذار قبل الحرب» ،یعنی اقدامات پیشگیرانه و اتمام حجت قبل از شروع جنگ بهمنظور جلوگیری از وقوع جنگ.
هشت) احادیث عایشه ام المومنین: 181.
نه) همان مدرك.
ده) علی امیر مؤمنان علیه الّسلام در شنیدن اقرار متهمان گوش سنگینی میكرد و تشكیك مینمود و گاهی هم آنها را از اقرار كردن منع مینمود و میفرمود:
«ایعجز احدكم اذا قارف هذهالّسیئةّ ان یستر علی نفسه كما سترالله علیه؛» آیا نمیتوانید گناهی كه مرتكب شدهاید آن را فاش نسازید و به آن اقرار نكنید و روی آن را بپوشانید، آنچنان كه خداوند پوشانده است؟! (من لایحضره الفقیه: 4/21)
*بخشی از كتاب"گفتارهايی در حقوق اساسی كاربردی"، به قلم آیت الله هاشم زاده هریسی، نماینده مجلس خبرگان رهبری
منبع: آینده
در غیاب مردم
هر نابساماني اجتماعي و هرگونه بي عدالتي، قانون شكني، خودكامگي و … در غياب مردم و عدم مشاركت آگاهانه و فعالانه آنان قابل اجراست. هرگاه و در هر زمان و هر جامعه ای كه مردم، آگاهانه، هشيارانه و مسئولانه در همه صحنه ها و عرصه هاي اجتماعي حضور داشته باشند، ارتكاب هر اقدام ضد مردمي و منفي به حداقل مي رسد. بخوانيد و داوري كنيد.
مردم: غايب!
«سوازيلند» كشوري است کوچک که با یک میلیون نفر جمعيت رو به زوال در بين آفريقاي جنوبي و موزامبیک واقع شده است. در سال 1968 از انگليس مستقل شده و داراي رژيم سلطنتي است. «ميسواتي» 34 ساله پادشاه سوازيلند، فرمان و اراده خود را فوق قانون مي داند. او با داشتن 9 همسر، اخيراً عاشق يك دختر 18 ساله شد و با زور او را تصاحب كرد.
وقتي مردم، قلم و زباني براي بيان و ديدگاني هشيار براي نظارت بر كار مسئولان ندارند، و حقوق، كرامت و مشاركت مردم پشيزي ارزش ندارد، پادشاه خود را فعال ما يشاء مي پندارد. او در سال گذشته مي خواست دو برابر بودجه درماني كشور را صرف هزينه جت شخصي خود كند. در حالي كه يك سوم مردم بزرگ سال كشور به ويروس HIV مبتلا، و يك چهارم آنان با خطر قحطي و گرسنگي دست به گريبان هستند.
شاه در اقدامي ديگر مي خواست برادرش را به فرمانداري دو استان كشور بگمارد. وقتي با مخالفت نسبي مردم رو به رو شد، از اين كار صرفنظر كرد. پدر او،«شاه سوبهوزاي» تا پيش از مرگ در سال 1982 بيش از 100 همسر اختيار كرد، او نيز اكنون 10 همسر دارد كه همگي براي استفاده شخصي خود اتومبيل هاي بي.ام.و. و مرسدس دارند.
«اوبه دلاميني» نخست وزير سابق اين كشور، كه اكنون رهبر مخالفان است(اگر چه فعاليت احزاب سياسي دركشور ممنوع است) مي گويد:
در اين كشور اتفاقي در حال رخ دادن است. فشار رو به افزايش است. نظام يا بايد خود را اصلاح كند، يا با فروپاشي رو به رو شود.
بالاترين مقام هم بايد تحت حاكميت قانون باشد
هنگامي كه مقامات سياسي كشورهاي جهان به سفرهاي خارجي مي روند از همتايان خود هديه دريافت مي كنند؛ اما در كشور انگليس هدايايي كه نخست وزير دريافت مي كند در دفتر كار وي لاك ومهر مي شود و نخست وزير نمي تواند شخصاً از آن استفاده كند.
ژاک شیراک رئیس جمهور پیشین فرانسه یک قلم خودنویس طلایی به توني بلر نخست وزير پیشین انگليس در زمان صدارت خود اهدا کرد . بلر خیلی دوست داشت از این هدیه استفاده کند ، اما قانون نانوشته اما محترم انگليس چنين اجازه اي به نخست وزير نمي داد . او ناگزير با پرداخت 795 دلار خود نويسي را كه ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه به وي هديه داده بود ، از دولت خريداري كرد ، تا از آن استفاده شخصي نمايد!!
هرچه مردم بخواهند
در جوامع توسعه يافته، اين«مردم» اند كه حرف اول و آخر را مي زنند و حرف«مردم»فصل الخطاب همه چالش ها و مناقشات سياسي-اجتماعي است. كرامت انساني ايجاب مي كند كه در همه زمينه ها خواست مردم رعايت شود؛ حتي در سوت قطارها!!
واشنگتن: رانندگان قطار در آمريكا موظف هستند در حين عبور از تقاطع جاده ها و خطوط راه آهن بوق قطار را به صدا درآورند تا شهروندان در مسير حركت قطار قرار نگيرند. اما از اين پس اهالي شهرها و روستاها مي توانند در اين رابطه تصميم گيري نمايند. در صورتي كه اكثريت اهالي يك شهر و يا روستا تشخيص دهند كه صداي سوت قطار آزاردهنده است، آنگاه راننده قطار ديگر اجازه به صدا درآودن سوت قطار را در تقاطع هاي آن شهر و يا روستا نخواهد داشت. البته به شرطي كه اقدامات ايمني لازم براي كاهش احتمال بروز حوادث صورت گيرد.
دیدگاه نظریهپرداز برجسته ولایت فقیه درباره نقش مردم و منصوبان رهبری
منصوب از سوی رهبر مانند رهبر ولایت ندارد
در حکومت اسلامی، هرگز منصوب از سوی رهبر، مانند ناصب یعنی خود رهبر، ولایت ندارد. والی مسلمین، گاهی شخصی را به عنوان نائب و زمانی به عنوان وکیل خود تعیین میکند که در این موارد، هرگز سخن از ولایت آن شخص مطرح نیست؛ زیرا او نائب یا وکیل است نه ولی؛ و گاهی برای شخصی، سمت ولایت جعل میکند، مانند تولیت مراکز مهم و حساس وقف و وصیت، که در این صورت، آن منصوب مزبور، در محدوده کار خود (نه بیرون از آن) توان اعمال ولایت دارد.
در اصل یکصد و دهم قانون اساسی آمده است:
«رهبر میتواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند».
ولی فقیه، اگر کسانی را به نمایندگی از خود نصب میکند، بر اساس آییننامه و نظم و مقررات خاصی تعیین میکند و این منصوبان، همانند دیگر کارگزارانند که هر کس محدوده قانونی خاص دارد؛ نه اینکه مثل خود رهبر ولایت داشته باشند.
نقش مردم در حکومت اسلامی چیست؟
نخست باید روشن شود که نقش مردم در حکومت اسلامی چیست. نقش مردم در مقام اثبات و تحقق و اجرا، چه درباره اصل دین،چه درباره نبوت، چه درباره امامت بالاصل، و چه درباره نصب خاص، نقش کلیدی است؛ تا چه رسد به ولایت فقیه که نصب عام است.
مردم اگر – معاذ الله – اصل دین را قبول نکردند، دین، نسیاً منسیا و فراموش شده میشود؛ اگر مردم نبوت را قبول نکردند، آن پیامبر مهجور میشود و اگر امامت امامی را قبول نکردند، آن امام مهجور میشود، ولو آن که آن امام، همان حضرت علی بن ابی طالب (علیهالسلام) باشد. باید مقام ثبوت، مروعیت، و حقانیت را از مقام اثبات، قدرت عینی و.. جدا کرد. اگر کشور بخواهد اداره شود، تا مردم نخواهند و حضور نداشته باشند، نه نبوت، نه امامت، نه نیابت خاص، نه نیابت عام، هیچ یک در خارج متحقق نمیشود. کشور با صرف رأی علمی اداره نمیشود و در مقام اجرا، کار کلیدی در دست مردم است. حکومت اسلامی نیز حکومت سلطه و تحمیل نیست؛ اگر جبر و سلطه باشد، میشود همان حکومت باطل اموی و مروانی که پس از مدتی هم از بین خواهد رفت.
ضرورت ولایت فقیه و جایگاه عملی آن
ولایت فقیه، جانشین امام معصوم (علیه السلام) است که امامت آن امام معصوم (علیهالسلام) جزء اصول مذهب است نه اصول دین، و متفکران اسلامی اگر ولایت فقیه را به عنوان یک مسأله کلامی مطرح کردهاند، بر اساس نیابت فقیه از امام معصوم (علیهالسلام) است، نه اینکه خود ولایت فقیه، در حد توحید و نبوت و معاد، جزء اصول دین یا در حد امامت، جزء اصول مذهب باشد.
بسیاری از مسائل که در کلام مطرح است، مانند اینکه آیا خداوند فلان کار را کرده است یا نه؟ آیا خدا در قیامت فلان کار را میکند ، یا نه؟ اینها از جزئیات مبدأ و معاد است و جزئیات مبدأ و معاد، نه جزء اصول دین است که علم برهانی و اعتقاد به آن لازم باشد و نه جزء اصول مذهب است؛ مثلاً انسان باید معتقد باشد که قیامت و بهشت و جهنم هست، اما اینکه بهشت چند تاست و درجات آن چگونه است و درکات جهنم به چه وضعیتی است، جزء اصولی نیست که تحصیل برهان بر آن و اعتقاد به آن لازم است.
اگر مسألهای ضروری دین باشد و انکار آن به انکار رسالت و دین بینجامد و انسان هم به استلزام انکار رسالت توجه داشته باشد و با علم و عمد آن مطلب ضروری مذهب، که انسان بداند چیزی ضروری مذهب است و انکارش به انکار و نفی یکی از اصول مذهب میانجامد و با علم و عمد آن را انکار کند، از مذهب خارج میشود ، ولی از دین خارج نمیشود. اما یک مسأله عمیق نظری و پیچیده چنین نیست و بر فرض هم که ضروری باشد، باید به تلازم انکار آن با انکار رسالت، توجه داشته باشد.
بنابراین، ولایت فقیه نه مانند نبوت است و نه مانند امامت. البته اگر ولایت فقیه به وسیله برهان برای کسی ثابت شود و پس از ثبوت برهانی و قطعیت استناد آن به شارع مقدس، آن را انکار کند، حکم انکار ضروری را دارد و انکار ضروری دین، غیر از انکار آگاهانه یک مطلب ضروری دین، مایه خروج از آن خواهد بود. بنابراین، صرف ثبوت ولایت فقیه و وجوب ایمان قلبی به آن و لزوم تعهد عملی برابر آن، موجب نمیشود که این حکم همتای حکم توحید، نبوت، معاد، و مانند آن باشد.
یعنی ممکن است یک صاحب نظر درعلم کلام، با دلیل عقلی به این نتیجه نرسد که فقیه ولایت دارد، ولی در فقه، به اسنتاد برخی از نصوص، ملزم به پذیرش ولایت فقیه باشد. آری، اگر در علم فقه، مجتهدی ادله فقهی را در وجوب اطاعت از ولی فقیه کافی و تمام نمیداند، اطاعت از ولی فقیه بر او واجب نیست؛ اگرچه او نمیتواند کاری که موجب اختلال نظام جامعه است، انجام دهد؛ ولی اگر مقلد است، باید از نظر مرجع تقلید خود تبعیت کند، ولو آن که در علم کلام نیز به صورت تحقیقی به این نتیجه نرسیده باشد که ولایت فقیه صحیح نیست.
حقوق شهروندان در:
اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده 1 : تمام اعضای بشر آزاد و برابر در حیثیت و حقوق متولد شده اند. به آن ها عقل و وجدان اعطا شده است و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 5 : هیچ کس نباید در معرض شکنجه و یا عمل وحشیانه , غیر انسانی ,خوارکننده و یا مجازات قرار گیرد .
ماده 9 : هیچ کس نباید در معرض حبس , بازداشت و یا تبعید خودسرانه قرار گیرد .
ماده 21 :
1 : هر فردی حق شرکت در حکومت کشورش را مستقیم و یا از طریق نمایندگان آزادانه انتخاب شده دارد .
2 : .....
3 : اراده مردم بایستی اساس اقتدار حکومت باشد. این اراده بایستی در انتخابات دوره ای و غیر متقلبانه ابراز شود ....
قانون اساسی ج.ا.ا
اصل سوم
دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم , همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد :
2 : بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر .
6 : محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی .
7 : تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون .
8 : مشارکت عامه مردم درتعیین سرنوشت سیاسی , اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی خویش .
اصل ششم
در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آرای عمومی اداره شود از راه انتخابات . انتخاب رئیس جمهور ,نمایندگان مجلس شورای اسلامی , اعضای شوراها و نظایر این ها , یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر قانون معین می گردد .
اصل هشتم
در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر , امر به معروف و نهی از منکر و ظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر ,دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرایط و حدود کیفیت آن را قانون معین می کند .
اصل بیست و هفتم
تشکیل اجتماعات و راهپیمایی , بدون حمل سلاح , به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است .
اصل سی و دوم
هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت , موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلا فاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حد اکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه , در اسرع وقت فراهم گردد .متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود .
|
بخش هايي از وصيتنامه حضرت علي(ع) -قسمت دوم
|
|
| دیروز بخش هایی از وصیت نامه تحول آفرین امیرالمومنین علی علیه السلام را تقدیم کردم . امروز بخش های دیگری از آن را با هم بخوانیم: | |
|
شما را به تقوي وترس از خدا سفارش ميکنم واين که در پي دنيا نباشيد، گرچه دنيا به سراغ شما آيد وبر آنچه از دنيا از دست ميدهيد، تاسف مخوريد. سخن حق را بگوييد وبراي اجر وپاداش (الهي) کار کنيد ودشمن ظالم وياور مظلوم باشيد. اوصيکما وجميع ولدي واهلي و من بلغه کتابي بتقوي الله و نظم امرکم وصلاحذات بينکم، فاني سمعت جدکمصلي الله عليه و آله و سلم يقول:«صلاح ذات البين افضل من عامة الصلاة والصيام». من، شما وتمام فرزندان وخاندانم وکساني را که اين وصيتنامهام به آنان ميرسد به تقوي وترس از خداوند ونظم امور خود واصلاح ذات البين سفارش ميکنم، زيرا که من ازجد شما صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم که ميفرمود: اصلاح ميان مردم از يک سال نماز وروزه برتر است. الله الله في الايتام فلا تغبوا افواههم ولا يضيعوا بحضرتکم. والله الله في جيرانکم فانهم وصية نبيکم.ما زال يوصي بهم حتي ظننا انه سيورثهم. خدا را خدا را در مورد يتيمان; نکند که گاهي سير وگاهي گرسنه بمانند; نکند که در حضور شما، در اثر عدم رسيدگي از بين بروند. والله الله في القرآن لا يسبقکم بالعمل به غيرکم. و الله الله في الصلاة فانها عمود دينکم. و الله الله في بيت ربکم لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترک لم تناظروا. خدا را خدا را در توجه به قرآن; نکند که ديگران در عمل به آن از شما پيشي گيرند. خدا را خدا را در مورد نماز، که ستون دين شماست. خدا را خدا را در مورد خانه پروردگارتان; تا آن هنگام که زنده هستيد آن را خالي نگذاريد، که اگر خالي گذارده شود ،مهلت داده نميشويد وبلاي الهي شما را فرا ميگيرد. والله الله في الجهاد باموالکم وانفسکم و السنتکم في سبيل الله. وعليکم بالتواصل والتباذل واياکم والتدابر و التقاطع. لا تترکوا الامر بالمعروف و النهي عن المنکر فيولي عليکم شرارکم ثم تدعون فلا يستجاب لکم. خدا را خدا را در مورد جهاد با اموال وجان ها وزبانهاي خويش در راه خدا. وبر شما لازم است که پيوندهاي دوستي ومحبت را محکم کنيد وبذل وبخشش را فراموش نکنيد واز پشت کردن به هم وقطع رابطه برحذر باشيد. امر به معروف ونهي از منکر را ترک مکنيد که اشرار بر شما مسلط ميشوند وسپس هرچه دعا کنيد مستجاب نميگردد. سپس فرمود: اي نوادگان عبد المطلب، نکند که شما بعد از شهادت من دستخود را از آستين بيرون آوريد ودر خون مسلمانان فرو بريد وبگوييد اميرمؤمنان کشته شد واين بهانهاي براي خونريزي شود. «اياکم و المثلة و لو بالکلب العقور». آگاه باشيد که به قصاص خون من تنها قاتلم را بايد بکشيد. بنگريد که هرگاه من از اين ضربت جهان را بدرود گفتم ، او را تنها يک ضربتبزنيد، تا ضربتي در برابر ضربتي باشد. وزنهار که او را مثله نکنيد(گوش وبيني واعضاي او را نبريد)، که من از رسول خدا شنيدم که ميفرمود: «از مثله کردن بپرهيزيد، گرچه نسبتبه سگ گزنده باشد». |
منبع:بازیاب
در صورت تمايل در اين لينك به وبلاگ حكايات حكيمانه نمره دهيد:
http://weblogebartar.mihanblog.com/
به نام خدای غیاث المستغیثین
اکنون دیگر علی(ع) در میان ما نیست. اما میراث گرانبهای او ، شيوه زندگي ، حكومت و رهنمودهاي او براي رهروان او در برابر ما گشوده است. اگر علي نيست ، راه علي باز است .
ضمن عرض تسلیت به مناسبت این ايام و لیالی جانسوز و جگرافروز ، آخرين سفارش هاي تحول آفرين و بنيادين آن پيشواي راستين به همه انسان هاي حق جو و حقيقت پوي تاريخ تقديم مي شود .
اين شما و اين گزيده اي از عصاره رهنمودهاي او در واپسين لحظات عمر پر بركت او ، وصاياي آن حضرت به شما و من !التماس دعا !
وصيتنامه حضرت علي عليهالسلام
در آخرين لحظات عمر

از وصاياى حضرت علي عليهالسلام در واپسين دم حيات مىتوان به وصيت گهربار ذيل اشاره نمود.
بسم الله الرحمن الرحيم
اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مىكند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مىدهد و اقرار مىكند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شدهام و از تسليم شدگان اويم .
فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كس را كه اين نوشته من به او رسد ، به امور ذيل توصيه و سفارش مىكنم :
1- تقواي الهى را هرگز از ياد نبريد، كوشش كنيد تا دم مرگ بر دين خدا باقى بمانيد.
2- همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، و بر مبناى ايمان و خداشناسى متفق و متحد باشيد و از تفرقه بپرهيزيد، پيغمبر فرمود: اصلاح ميان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چيزى كه دين را محو مىكند، فساد و اختلاف است .
3- ارحام و خويشاوندان را از ياد نبريد، صله رحم كنيد كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مىكند.
4- خدا را! خدا را! درباره يتيمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.
5- خدا را! خدا را! درباره همسايگان، پيغمبر آن قدر سفارش همسايگان را فرمود كه ما گمان كرديم مىخواهند آن ها را در ارث شريك كند.
6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا ديگران در عمل كردن، بر شما پيشى گيرند.
8- خدا را! خدا را! درباره كعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج متروك بماند، مهلت داده نخواهد شد و ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.
9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در اين راه مضايقه نكنيد.
10- خدا را! خدا را! درباره زكات؛ زكات آتش خشم الهى را خاموش مىكند.
11- خدا را! خدا را! درباره ذريه پيغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گيرند.
12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و ياران پيغمبر، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درباره آن ها سفارش كرده است .
13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهيدستان، آن ها را در زندگى شريك خود سازيد.
14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، كه آخرين سفارش پيغمبر درباره اين ها بود.
15- در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.
16- با مردم به خوشى و نيكى رفتار كنيد ، چنان كه قرآن دستور داده است .
17- امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آن ها برآورده نخواهد شد.
18- بر شما باد كه بر روابط دوستانه ما بين خويش بيفزاييد، به يكديگر نيكى كنيد، از كنارهگيرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهيزيد.
19- كارهاى خير را به مدد يكديگر و به اتفاق هم انجام دهيد، از همكارى در مورد گناهان و چيزهايى كه موجب كدورت و دشمنى مىشود، بپرهيزيد.
20- از خدا بترسيد كه جزا و كيفر خدا شديد است .
خداوند همه شما را در كنف حمايت خود محفوظ بدارد و به امت پيغمبر توفيق دهد كه احترام شما (اهل بيت) و احترام پيغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مىسپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ... .(1)
از علامه اميني پرسيدم: آخرين ذكرى كه على عليهالسلام بر زبان مبارك جارى فرمود چه بود؟
مىفرمايد: بعضى مىگويند پس از وصيتى كه ذكر آن رفت امام علي عليهالسلام لحظهاى بيهوش شد و چون به هوش آمد، ديگر سخنى جز " لا اله الا الله " از حضرت شنيده نشد تا جان به جان آفرين تسليم فرمود.
بعضى ديگر گفتهاند:(2) آخرين فرمايش ايشان اين آيه شريفه بود:و من يعمل مثقال ذره خيراً يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره.(3)
البته گروهى ديگر ذكر كردهاند(4) كه حضرت ابتدا به فرشتگان خدا سلام داد، سپس اين آيات را زمزمه فرمود كه:
المثل هذا لليعمل العاملون،(5) يعنى براى چنين لحظاتى بايد عمل كرده و بكوشند.
و ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون (6) يعنى خدا با مردمى است كه عمر خود را به تقوا و پرهيزكارى گذراندند و مردمى كه همواره كار نيك مىكنند.
آنگاه در واپسين دم حيات فرمود:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمد عبده و رسوله .
پينوشتها:
1- مقاتل الطالبين، صص 44 – 28، ابن اثير، ج 3، صص 197 – 194، مروج الذهب، ج 2، صص 44 –40 .
2- انساب الاشراف، ص 499.
3- زلزال /8 – 7 .
4- بعثت، غدير، عاشورا/ مهدى، محمدرضا حكيمى، ص 84 .
5- صافات / 60 .
6- نحل/ 129 .
برگرفته از کتاب شبى در پايتخت بهشت، بيژن شهرامى .
گروه دين و انديشه تبيان، هدهدي .
علی جان !
امروز بیستم ماه مبارک رمضان و شب قدر و شب شهادت مولا علی علیه السلام است. ضمن عرض تسلیت و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ، از همه شما التماس دعا دارم.
آیت الله طالقانی(ره) روحانی راستین اسلام
امروز ۱۹ شهریور ماه و سال روز درگذشت نابهنگام آیت الله سید محمود طالقانی است . او که در سال ۱۲۸۵ به دنیا آمده بود در ۱۹ شهریور سال ۱۳۵۸ در حالی که همه از بند رسته های دوران حاکمیت استبداد دل به اندیشه های راهگشای او بسته بودند ، به طور ناگهانی و نا باورانه خبر پر کشیدن این پرستوی مهاجر را شنیدند . پدر ایشان نیز یک روحانی بود، ولی از ساعت سازی ارتزاق می کرد .
برای آشنایی بیشتر با اندیشه های مترقیانه این اندیشمند مسلمان و مفسر قرآن ضمن بزرگداشت نام و یاد ایشان برگزیده ای از سخنانشان را در موقعیت های مختلف به بررسی می نشینیم :
" فرزندان من ! نمی خواهم مبارزه گروه های مختلف را نادیده بگیرم . شما فرزندان من هستید . من دلم برای شما می تپد . در زندان از هر گروه که می شنیدم جلوی تیر گذاشته اند، مثل این که به قلب من تیر می زدند ."
(از آزادی تا شهادت- ص۶۵)
شما می توانید یک خانواده سالم تشکیل بدهید . این کار استبداد و استعمار است که همه با نظر وحشت و بدبینی به هم نگاه می کنند . ما یک خانواده هستیم و باید با هم بسازیم . اختلافات در حد یک خانواده باشد نه بیشتر . " (همان- ص۱۰۰)
" اگر این محیط آزادی را قدردانی نکنیم و آن را محیط عقده گشایی و عناد و به هم ریختگی و موضع گیری قرار بدهیم ، نتیجه اش پیدایش مستبدین است . " (همان -ص۲۷۱)
" این آن را تکفیر می کند . این به آن می گوید:"مرتجع" و آن به این می گوید: "انحرافی!"....باید از همان قدم اول پرچم رحمت را بلند کنیم. " (همان - ص۲۱۷)
" هیچ حزب و جمعیتی هم حق ندارد برای خودش سهم بزرگ تری در نظر بگیرد و این جهت حکومت را در انحصار خود بگیرد ." (همان- ص۶۷)
"مکتب پرستی یک نوع بت پرستی است." (همان- ۳۲)
" این ملت دنبال مکتب نیست ، دنبال آزادی است . " (همام- ص۴۵)
" اگر این ایده ئولوژی بت شد ، خودش مخرب است ." (همان- ص۵۶)
"روشنفکران ما دچار شرک مترقی هستند." (سروش -۲۱)
" مسائل اجتماعی و مسائل انسانی با فرمول حل نمی شود . دانشگاهی های ما و طلبه های ما همه اش دچار فرمول اند ." (از آزادی تا شهادت- ص۱۸۰)
آیت الله طالقانی آرزو داشت روحانیان روزی مسئولیت های اجرایی را ترک گویند( به جز موارد استثنایی) و به مساجد برگردند و بر کارها نظارت نمایند.
(همان- صص ۴۳۹- ۴۶۹)
ایشان در سال ۱۳۳۴نوشت : "
" هر مسئله و طرح و مرام اجتماعی که خودسران را محدود نماید و جلوی اراده آنان را بگیرد ، قدمی به هدف پیامبران و اسلام نزدیک تر است . ولی مقصود نهایی نیست . مشروطیت و دموکراسی و سوسیالیسم همه این ها به معنای درست و حقیقی خود گام هایی پی در پی است که ما را به نظر نهایی نزدیک می نماید." ( مقدمه " تنبیه الامه و تنزیه المله" -ص۱۰)
و در سال ۱۳۵۸ نوشت :
" هر انقلاب علیه ظلم علیه استبداد و علیه استعمار در هر کجای دنیا که باشد، از نظر ما یک انقلاب اسلامی است . چرا که روح اسلام در جهت رفع ظلم از همه انسان ها و مظلومین است." (از آزادی تا شهادت- ص۲۶۳)
" اگر مخالفین نیامدند از آن ها دعوت کنید تا مجلس قانون اساسی یک بعدی نباشد . " (سروش-۲۱)
" حکومت اسلامی بر مبنای آزادی و دموکراسی است و کمونیست ها هم در گفتن مسائلشان و هم در تشکیلاتشان آزاد هستند ." (از آزادی تا شهادت- ص۶۴)
" شما جوانان هر مسلکی که دارید فطرتتان پاک است . ایرانی اصیل هستید . همه این ها را من می دانم . بهتر از خودت می دانم . سال ها با تو بوده ام . ای جوان مذهبی ! کمونیست! می دانم دردت چیست." ( همان - ص ۴۵)
او حتی کمونیسم را مولود استبداد سیاسی و اجتماعی و دینی می دانست . (سخنرانی فیضیه -سروش-۲۱)
" قرآن و مراجع دینی می خواهند شخصیت زنان حفظ شود . مسئله این است . هیچ اجباری در کار نیست. مسئله محدود کردن زن ها نیست . مسئله چادر نیست . حالا این که روسری سر کنند یا نکنند . باز هم هیچ کس اجباری در این کار نکرده است . اجباری حتی برای زن های مسلمان نیست . چه اجباری؟! وقتی نسبت به آن ها این طور نیست برای اقلیت های مذهبی مسیحی زردشتی و یهودی ( که البته خود مقید به حجاب روی همان سنن ایرانی که از قبل بوده هستند) برای آن ها اجباری نیست ." (از آزادی تا شهادت-صص۱۰۹ -۱۱۲)
" در مکتب های شرق و غرب اقتصاد حاکم برآزدی است ، ولی در اسلام آزادی حاکم بر اقتصاد است ." (همان-ص۴۶۴)
" ما هیچ وقت در اسلام نمی توانیم تحمل کنیم که استبداد جایش را به یک حزب و یا استبداد دیگری بدهد. " ( همان-ص۷۸)
آیت الله طالقانی بر این باور پای می فشرد که :
" هیچ کس نباید چنین ادعایی کند که آنچه می گوید و می اندیشد مطابق واقع است ."
" شماها که حرف های مرا گوش می کنید، نباید تعبدا قبول کنید . شما مسئولید و باید بگویید اینجا اشتباه کردی ."
دکتر علی گلزاده غفوری معتقد بود :
" آرزوی کامل طالقانی این بود که یک اسلام بی متولی نشان دهد ."(سروش-۲۱)
طالقانی می گفت: " اسلام با تنگ نظری درست در نمی آید." (سروش-۲۱۹ )
" سینه مستبد با اراده خدا تضاد دارد ." ( از آزادی تا شهادت-ص۲۴۶)
طالقانی در واپسین خطبه نماز جمعه تهران گفت :
"...خودخواهی و خودرایی را کنار بگذاریم . گروه خواهی فرصت طلبی و تحمیل عقیده یا خدای نخواسته استبداد زیر پرده دین را کنار بگذاریم و بیاییم با مردم با درد مندها رنج کشیده ها و با محروم ها هم صدا شویم . " (همان-ص۳۱۹)
در صورت تمايل در اين لينك به وبلاگ حكايات حكيمانه نمره دهيد:
http://weblogebartar.mihanblog.com/
مشاركت و دخالت مردم در همه امور جامعه؛
حق است، يا تكليف؟!
وقتي يك شهروند احساس كند كه در جامعة خود غير از «تكليف»،«حق» هم دارد و «مشاركت» يكي از «حقوق» مسلم اوست و نه از «تكاليف» او، در چنين موقعيتي او مي كوشد هم از حقوق خود بهره گيرد و هم بار تكاليف و مسئوليت هاي خود را داوطلبانه بر دوش گيرد. يك شهروند محترم كه احساس كند حقوق انساني او مورد احترام حكومت قرار مي گيرد، طبيعتاً پذيراي مشاركت در همه عرصه هاي جامعه مي شود. او به پديده مشاركت به عنوان يكي از حقوق خود مي نگرد، نه يكي از تكاليف خود؛ چون بهره مندي از حقوق، شيرين است و تحمّل تكاليف، سنگين.
متاسفانه برخي متفكران و مسئولان با عدم اعتقاد به حقوق شهروندي مردم ، هنگام انتخابات يا راهپيمايي ها براي كشاندن مردم به صحنه به شدت بر طبل تكليف مي كوبند وبا هزينه كردن از جيب دين و مذهب و مراجع تقليد مي كوشند مردم با احساس تكليف شرعي به ميدان آورند . در حالي كه اگر رسانه ها و تريبون ها و منابر در درازمدت ، حقوق انساني و شهروندي مردم را تبيين كنند ، مردم به گاه حضور در صحنه هاي انتخابات يا راهپيمايي ها و...خود براي احقاق حقوق حقه خود فعالانه و با رغبت به صحنه مي آيند.
ذيلاً چند مورد و نمونه از احكام چند دادگاه در چند نقطه جهان را درباره دفاع از حقوق انساني شهروندان ملاحظه مي فرماييد:
- يك دادگاه لوس آنجلس، كارخانه سيگار سازي فيليپ موريس را به پرداخت 28 ميليون دلار به يك زن 64 ساله محكوم كرد كه دود سيگار باعث سرطان ريه او شده و اين سرطان اينك به كبد وي گسترش يافته است.
- يك دادگاه ديگر كار خانه خودروسازي جنرال موتورز را به پرداخت 122 ميليون دلار غرامت به علت باز نشدن كيسه هواي اتومبيل هنگام تصادف و آسيب ديدن مغز يك كودك 12 ساله محكوم كرده است.
- يك دادگاه نيويورك يك بيمارستان اين شهر را كه دست به عمل سزارين غير لازم يك زن حامله زده است، به پرداخت 91 ميليون دلار غرامت محكوم كرده است.
- يك دادگاه ميسوري، خود روسازي جنرال موتورز را به دليل اين كه پدال گاز يك خودرو ساخت اين كارخانه هنگام رانندگي گير كرده و باعث دستپاچگي راننده و در نتيجه تصادف شده به 80 ميليون دلار غرامت محكوم كرده است.
- يك دادگاه سانفرانسيسكو دو دلال سهام را كه باعث شده اند مردي پولش را در معاملات سهام از دست بدهد و دچار بيماري اعصاب شود، به 97 ميليون دلار پرداخت غرامت محكوم كرده است.(1)
- يك مرد رومانيايي تصميم گرفت كه در باغچه خانه اش خود را دار بزند! به همين دليل طنابي آماده كرد و خود را دار زد. اما طناب پاره شد و مرد زنده ماند. در پي اين حادثه مرد 45 ساله از شركت توليد كننده طناب به دادگاه شكايت كرده است. وي گفت: من شكايت كرده ام كه چرا طناب به اندازه كافي محكم نبوده و نتوانستم با آن خود كشي كنم!! (2)
- در يكي از شهر هاي آمريكا پير زني كه به خاطر افتادن در چاله خيابان دچار شكستگي پا شده بود، پس از شكايت از شهرداري محل، موفق شد هزينه كل خساراتي را كه متحمّل شده بود، دريافت كند.(3)
- يك قاضي انگليسي از يك مجرم عذرخواهي كرد. او مرد مجرم را به تحمّل 9 سال حبس محكوم كرد و وي را به زندان فرستاد؛ اما دو ساعت پس از صدور حكم او را مجددّاً به دادگاه فراخواند و از او عذر خواهي كرد. قاضي گفت: من از شما عذر خواهي مي كنم؛ چون به اشتباه شما را به تحمّل 9 سال حبس محكوم كردم. در حالي كه مجازات واقعي شما تنها 6 سال حبس است.(4)
- روزنامه «ميل» چاپ انگليس نوشت: احتمالاً دختر ملكه انگليس بايد در دادگاه حاضر شود. چندي پيش يكي از سگ هاي دختر ملكه در پارك «ويندسور» به يك زوج جوان حمله كرد. به همين دليل صاحب سگ بايد در دادگاه حاضر شود. در صورت تأييد اتهام توسط دادگاه، دختر ملكه به پرداخت 7700 دلار به عنوان جريمه خواهد شد.(5)
نویسنده :سیدعلیرضا شفیعی مطهر
پاورقي ها
1- همشهري، 17/10/81
2و3- همشهري، 11/12/81
4- همشهري، 12/12/81
5-همشهري، 80/7/81
اندرزهای کورش برای سربازانش
سربازان خویش را چنین وصیت کردم.بیداران و آزادگان را نیازارید،مردمان مرا نیازارید.زنان و مادران ما را نیازارید.سربازان خردمند من مراقب مرزها و خان و مان من اند.و من سربازانم را دوست می دارم و به انان گفته ام آموخته ام که راست گوی و درست کردار برآیند.و به سربازانم چنین گفته ام که هرگز هیچ شکست خورده ای را تحقیر نکنیدو هیچ اسیری را دشنام ندهید.زیرا مدارا مکتب من است.
و به سپاهیان خویش گفتم چون به شهرها در آیید ،شکست خوردگان را گرامی بدارید و با مردمان مهربانی کنید. هر او که کودکی را هراسان کند، هر او که دل انسانی را بلرزاند، به سختی کیفرش خواهم داد. زیرا مدارا مکتب من است.
بابل به دست من افتاد و چون به بابل شدیم سربازان و پارسیان خویش را گفتم دست به هیچ دامنی دراز نکنید. زنان و کودکان در پناه من اند. خاموشان و خستگان در پناه من اند. شکست خوردگان در پناه من اند. سلوک سربازان من سلوک پارسیان سرزمین من است و ما برای ازادی مردمان امده ایم.
تنها ترانه و شادمانی باشيد.
|
اقدام بی سابقه در قوه قضاییه:نامه سرگشاده بازپرس پرونده چند مقتول حوادث اخیر به آیت الله لاریجانیبازپرس ویژه قتل تهران با ارسال نامه ای به آیت الله صادق لاریجانی و با اشاره به حوادث اخیر پس از انتخابات، پیشنهادهایی را به روسای قوه قضاییه و مقننه ارائه کرد.
|
كوروش كبير از ديدگاه بزرگان
شخصيتي مانند كوروش كه جهان در برابر بزرگي او شگفت زده است و مشهورترين مورخين و باستان شناسان و خاورشناسان دنيا از او به نام ابر مرد تاريخ جهان ياد كرده اند، متاسفانه در ایران کمتر از او گفته می شود. كوروش پدر ملت ها، بزرگ قهرمان آن روزگار، سرور آسيا، كسي كه دشمن او را به نيكي ستايش كرد و او را نمونه يك شهريار والا مي دانست ، امروز كجاست؟

جوانان امروز ايران زمين بهتر است به جاي خودباختگي در برابر مكتب ها و شخصيت هاي غربي و شرقي و بيگانه ، به مفاخر ديني ، مذهبي و ملي خود ببالند.
در اين جا نظر برخي از پرفسورها و مورخان را در مورد كوروش، مي خوانيم:
...دنباله اين مقال را در ادامه مطلب بخوانيد
|
نامه احمد توکلی به صادق لاریجانی | ||||
| ||||
|
| ||||
|
مرجع : مهر |
رمضان نور و فیضان سرور
یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون
(بقره ، ۱۸۳)
اي اهل ايمان ! روزه بر شما واجب شده همان گونه كه بر پيشينيان شما واجب شد ، شايد تقوي پيدا كنيد .
چه دلنشين است شكفتن گل تكبير بر فراز شاخساران مناره هاي منير !
چه دلنواز است دسته گل هاي اذان از فراز گلدسته هاي ايمان !
چه روح بخش است عطر روحاني نسيم نجواگر پيچيده در كوچه باغ هاي سحر !
چه سكرآفرين است هواي عطرآگين پنجره هايي كه در سحرگاهان به بوستان صفا و صداقت گشوده مي شود !
چه سعادت آفرين است افروختن چراغ تقوي در دل و طرد غير خدا از اين منزل !
چه مشكبيز است نفس مشكبوي روزه داران و چه عنبر آميز است گل روي ايشان!
چه رمزآميز است راز روزها و روزه هاي مشكبيز رمضان و شبح شب هاي شورانگيز آن !
چه طراوت بخش است تراوش آواي تلاوت قرآن از حنجره پنجره هاي روشن سحرگاهان !
چه فرح بخش است پرواز بشر در آغاز سحر از ملك تا ملكوت و از لوت تا لاهوت!
چه دلخراش است انشقاق سيماي سيمين بدر در شب هاي خون رنگ قدر!
...و چه جانكاه است اندوه ماه منور منشق در محراب عبوديت حق !
رمضان ، ماهي است كه هر لحظه اش حامل هودجي از هور و محملي از نور است .
عطر ثانيه ها در طول زمان مي پراكند و عرض زمين را مي آگند .
در اين ماه از در و ديوار شهر شميم شفابخش شوق حق مي تراود و نسيم نوازشگر نماز و نيايش قادر مطلق مي وزد.
در كوچه هاي شهر ، جويباران جمال و جلال حق در جريان است و نهرهاي رحمت و مغفرت در سيلان .
در اين ماه درهاي بهشت را به روي دنيا گشوده اند و فرشتگان دامن دامن شكوفه هاي شفاعت و سبدسبد رياحين رحمت بر سر و روي عالميان نثار مي كنند.
در اين ماه خار كينه ها در دشت سينه ها مي خشكد و آيين محبت در آيينه فطرت ريشه مي كند . گياه رذايل در كشتزار دل مي پژمرد و غنچه هاي فضايل در باغچه اين منزل مي شكفد .
در رمضان ، مومنان ، ايثار نثار مي كنند و علي(ع) ، ثار !
پذيرش دعوت " الله " در ضيافت" الله "، در شهر " الله "بر خلق " الله " مبارك باد !
شفیعی مطهر
آيت الله صادق لاريجاني در مراسم معارفه خود :
تضييعكنندگان حقوق شهروندي بدانند كه دير يا زود به محكمه عدل فراخوانده ميشوند و حق مظلومان از آنان ستانده ميشود و من در اين راستا نسبت به احدي گذشت نخواهم كرد .
هیچ كس نبايد جرات كند و به خود حق دهد كه برخلاف قانون حكم كند و حقوق شهروندان را ضايع نمايد و آرامش و امنيت آنان را سلب كند. چنين كساني بايد بدانند كه دير يا زود به محكمه عدل فراخوانده ميشوند و حق مظلومان از آنان ستانده ميشود، بنده در همين جا اعلام ميدارم كه در اين راستا نسبت به احدي گذشت نخواهم كرد و خاطيان را به دستگاه عدالت خواهم سپرد.
حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه در باب حکومت بر وفق قانون میفرمایند: "همه درامان قانونند, در پناه قانون اسلامند, مردم و مسلمانان در دائره مقررات شرعی آزادند؛ یعنی بعد از آن که طبق مقررات شرعی عمل کردند، کسی حق ندارد بگوید اینجا بنشین یا آنجا برو, این حرفها در کار نیست, آزادی دارند و حکومت عدل اسلامی چنین است, مثل این حکومتها نیست که امنیت را از مردم سلب کردهاند؛ هرکس در خانه خود میلرزد که شاید الان بریزند و کاری انجام دهند, چنانچه در حکومت معاویه و حکومت های مانند آن امنیت را از مردم سلب نموده و مردم امان نداشتند, به تهمت یا صِرف احتمال میکشتند ..."
پهلوی و جمهوری اسلامی
به جز افراد نادری چون مرحوم مدرس،مرحوم فرخی و مرحوم میرزاده عشقی که از همان اوایل،روحیه دیکتاتوری را در رضا خان تشخیص داده بودند،سایر نخبگان یا به وجود چنین روحیه ای حساس نبودند و یا اصولا تصور می کردند «مردم ایران باید چوب بالای سرشان باشد.»
در واقع در سی سال اول حکومت پهلوی ، کمتر کسی به نفی این حکومت می اندیشید.در مقابل اکثریتی که در برابر حکومت پهلوی خاضع و مطیع بودند،اقلیتی قرار داشتند که به «نقد» حکومت می پرداختند.نه مذهبی ها،همچون آیت الله العظمی بروجردی و آیت الله کاشانی و نه ملّی گراها ، همچون دکتر مصدق و دکتر فاطمی ، تا آن زمان مشروعیت حکومت پهلوی را زیر سوال نبرده بودند.
در فاصله 30 تیر 1330 تا 28 مرداد 1332 بود که مشروعیت پهلوی ها زیر سوال رفت. شروع ماجرا با کشتار تظاهر کنندگانی بود که به نفع دکتر مصدق به خیابان ها آمده بودند و پایان ماجرا با کودتایی بود که منجر به ساقط شدن دولت دکتر مصدق و بازگشت شاه به قدرت شد. به ظاهر همه چیز پایان یافت : دکتر مصدق تا پایان عمر در تبعید و انزوا به سر برد ، دکتر فاطمی اعدام شد ، فدايیان اسلام تیر باران شدند و فضای نظامی – امنیتی منجر به سکوتی گسترده و سنگینی گشت . پهلوی ها درک نکردند که ماجرای «عدم مشروعیت»،ماجرایی نیست که با سرکوب و کشتار قابل حل و فصل باشد . بذر عدم مشروعیت حکومت پهلوی که در سال 1330 کاشته شد ، در خرداد 1342جوانه زد و میوه آن در زمستان 1357 چیده شد.
خاطرات «احسان نراقی » که در دوسال آخر حکومت پهلوی با محمد رضا پهلوی ملاقات هایی داشت، نشان می دهد که شاه چنان به فضای امنیتی و سکوت ظاهری جامعه دل خوش کرده بود که اساساً شگفت زده شده بود که چه اتفاقی رخ داده است!
پیشنهاد می کنم کتاب «از کاخ شاه تا زندان اوین»احسان نراقی را بخوانید . این کتاب را نشر رسا منتشر کرده است. با خواندن این کتاب شاید شگفت زده شوید که چقدر تاریخ استعدادِ تکرار دارد!
محمد رضا پهلوی تصور کرده بود اگر اکثریت جامعه خاموش و بی تفاوت به نظرمی رسند و بسیاری از نخبگان هم حقوق بگیر دستگاه حکومت شده اند، اوضاع کاملاً رو به راه است . او به فریاد های «جاوید شاه» مردمی که برای استقبال او «طاق نصرت»می بستند وخیابان ها را با قالی مفروش می کردند، اعتماد کرده بود وکرنش تیمسارهایی که تعظیم می کردند و دست او را می بوسیدند به او اعتماد به نفس غریبی داده بود!
مصا حبه های شاه در 2-3 سال آخر حکومتش نشان می دهد که او داعیه «مدیریت جهانی»درسرداشت و به خبرنگاری گفته بود این رفقای چشم آبی ما حکومت کردن بلد نیستند!
شاه قصه هایی را که زمانی برای کسب مشروعیت از عوام ساخته و پرداخته بود، خودش هم باور کرده بود ، خودش را «نظر کرده» می دانست و باور داشت که «حضرت ابوالفضل» حامی اوست .
شاه،جوخه های اعدام،شکنجه گاه های ساواک و باج هایی را که به قدرت های خارجی می داد ،فراموش کرده بود، امّا جایی از جهان،بایگانی عجیب و غریبی وجود دارد که هیچ چیز در آن گم نمی شود.
هر کس کتاب «آخرین سفر شاه»از«ویلیام شوکراس»را بخواند وخفّتی را که شاه پس از یک عمر شاهزاده بودن و شاهنشاه بودن ، در اواخر عمرش تحمل کرد، مرور کند، ناگزیر به این نتیجه خواهد رسید که «هستی» گرچه«صبور»است ، اما «فراموشکار» نیست.
"علی مع الحق، و الحق مع علی، یدور حیث ما دار" .
علی بر حق است، حق با علی است، این دو همه جا با همند. این معیار ارزیابی ماست. ما به معیارهایی که در نهج البلاغه ذکر شده است مراجعه می کنیم، و بزرگان و حاکمان را با این معیارها می سنجیم. یکی از معیارهایی که در اواخر این نامه شریف ذکر شده است درباره حق حیات مردم است: امام به والی خود متذکر می شود:
«إِيَّاكَ وَ اَلدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لاَ أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ اِنْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ اَلدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا وَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ اَلْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ اَلدِّمَاءِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَلاَ تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ».
«بپرهيز از خون ها و خون ريزي هاى بناحق؛ زيرا هيچ چيز، بيش از خون ريزى بناحق موجب كيفر خداوند نشود، و بازخواستش را سبب نگردد، و نعمتش را به زوال نكشد، و رشته عمر را نبُرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در ميان مردم پردازد، نخستين داورى او درباره خون هايى است كه مردم از يكديگر ريختهاند. پس مباد كه حكومت خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى، زيرا ريختن چنان خونى نه تنها حكومت را ناتوان و سست سازد، بلكه آن را از ميان برمىدارد، يا به ديگران مىسپارد.»
تقلب در انتخابات به بهانه حفظ نظام اسلامي
بسم الله الرحمن الرحيم محضر مبارک حضرت آيت الله العظمي صانعي (دامت برکاته) سلامٌ عليکم؛ احتراماً خواهشمند است نظر مبارک را در مورد مسائل ذيل اعلام فرماييد: آيا مي توان در انتخابات به بهانه حفظ نظام اسلامي يا برگزيده شدن نامزدي که او را اصلح مي دانيم، کارهاي ذيل را انجام دهيم؟ 1- در شمارش آرا دست کاري کرده، آن را کم و زياد کنيم؛ 2- به جاي ديگران رأي داده يا بيش از يک رأي به صندوق بيندازيم؛ 3- آرای رقيب را هنگام شمارش، حذف يا باطل کنيم؛ 4- رأي بي سوادها را طبق نظر خودمان بنويسيم؛ 5- با شناسنامه هاي اموات که هنوز باطل نشده، رأي بدهيم. جمعي از استادان حوزه و دانشگاه |
||
|
خداوند همه گناهان را مي شود ببخشد جز دو گناه، که يکي از آن ها تضييع حقوق مردم مي باشد؛ و چگونه کسي مي تواند از جواز امور ذکرشده سخن بگويد و به خدا و دينش افترا بزند با اين که در باب مسلمان مقتولي که به عمد کشته شده و ولي دمش حاکم است؟ سؤال شده که آيا حاکم مي تواند قاتل را عفو کند؟ امام معصوم (عليه السلام) فرمودند: نمي تواند؛ چون حق همه مسلمين است. |
مهدی(عج) پرچمدار عدالت
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (قرآن کریم)

ای عصاره عطر همه گل های محمدی !
مشام جان ها - بیزار از همه گنداب های مکاتب - در انتظار قدوم عطرآگین توست .
ای خاستگاه صدها خورشید و ای زادگاه عشق و امید ! ای سرچشمه نور و ای آبشار سرور !
دنیای تاریک ما چشم انتظار طلوع حیات آفرین توست .
شیرینی همه شهدها در کلامت و شفای همه دردها در پیامت.
فروغ حیات در نگاه تو و بشریت ، چشم به راه توست.
اي مايه فيض رب و اي سرمايه مكتب !
بيش از هزار سال است كه از فراق مي سوزيم و با زهر هجر مي سازيم و با جور و جمود و جهل مي ستيزيم .
اي عدالت جاويد و اي مظهر اميد !
صدها سال است كه اميد وصال سيماي بي مثال تو ، تفنگ ستيزمان را قدرت مي بخشد و جنگ صلح آميزمان را نصرت .
اي محرم حرم و اي كوبنده ستم !
چه سيلي هاي سرخي كه در اين سال هاي سياه ستم بر گونه هايمان نواختند و چه آتش هايي كه «سران»مان افروختند و چه ستون هایی که از «سران» مان افراختند !
چه گوهرهای اشکی که بر گونه های یتیمانمان غریبانه غلتید و چه ستاره های سرشکی که از دیدگان مادرانمان بر زمین چکید !
چه بلورهای بغضی که در حنجره جوانانمان شکست و چه سروهای راست قامتی که در خون نشست !
چه سورهایی که سوگ شد و چه سروهایی که به گور رفت !
ای معزالاولیاء و ای مذل الاعداء !
مگر نمی شنوی صفیر سرخ گلوله های سرکوبگران سرمست را که گل های نو شکفته را پرپر می کنند؟!
مگر نمی بینی سموم مرگ آفرین طاغوت های زمان را که در سراسر زمین ، ساقه هاي ترد نهال نوپاي حق طلبان را درهم مي شكنند ؟!
مگر آوارگان فلسطيني و ... جز درگاه تو پناهي و جز سايه پرچم عدالت تو جايگاهي دارند ؟!
هنوز از زخم فلسطين خون در دل جام و زهر هلاهل در كام داريم كه اندوه ديگر ستم ديگان قلبمان را به خون مي كشد و جانمان را به جنون !
اما.... اي طراوت همه سبزه ها و اي صلابت همه صخره ها !
به داغ دل لاله ها و اشك زلال ژاله ها سوگند !
تا مطلع الفجر ظهورت و استشمام عطر حضورت ، نه تسليم ياس مي شويم ، كه شكفتن ياس وجودت را ايقان داريم و نه فريب دشمن را مي خوريم ، كه ظهور قريب تو را ايمان داريم .
زمزمه زلال زمزم انتظار را به دمدمه ضلال دم به دم نمي فروشيم و طراوت كار و حلاوت پيكار در راه طهارت انتظار را به جان مي خريم .
طلوع فر فروزان فقافت و شمس درخشان ولايت ، پرچمدار عدالت و الگوي قداست ، مكمل رسالت و متمم امامت ، مهدي قائم آل عصمت و طهارت ، بر منتظران حكومت قسط و عدالت مبارك باد !











